The Origin of Modern Slavery


The Origin of Modern Slavery as well as the Pains and Suffering of Humankind in the world


Dr. Mohammadreza Hafeznia


From my view point, as a political geographer, human being and humanity in the world have been sacrificed by the thought and practice of three players throughout the history. They are the main source of slavery and suffering of human being in the past, present and probably future. Because they have endless desires and wishes naturally. They are:

1- Political Players and Institutions, who desire to control power and self-centered ruling;

They appear in the form of power gangsters, and deceive their people and nation with democratic face and processes. Really they have a despotic and imperialistic habit, and produce domination, war, poverty, injustice, oppression, exploitation, suffering, homelessness and so on against the people and citizens of the geographical spaces inside and outside their State. Unfortunately this is a bitter reality in the current democratic political systems of the world, perhaps the financial power of the candidates have the main role in them. I do not find a true and real democracy in the present world.

2- Economical Players and Institutions, who are unjust profiteer;

They stimulate the demand of consumption among people to produce more and more goods and services to earn further benefits. In this manner, they misuse from the engineers and technologies, exploit from workers and manpower similar to the slave that are obedient and humble in the company, make pressure on the geographical structure and living sources of the earth (globe), and ultimately threaten the safety and the environment of the humankind. They produce poverty, social and geographical injustice, social gap and classification, slavery, illness, sweetness less, and do not have any sentiment toward the people who have pain and suffering. Many times, they enjoy from the governments and political players support, and make the dangerous political economy forces.

3- Religious Players and Institutions, who are monopolist;

These kind of religious leaders and players are extremist and self-centric. The other religions are not tolerable for them. They suppose themselves as the exclusive representative of the God in the world. They misuse from the clean and pure believes of their followers, and place them against the followers of the other religions. In this manner they produce revenge, hatred, conflict, fight, war, suffering and so on against each other.

Beside these three groups, players and specialists in the field of Law and Management with creation of complicated networks of bureaucratic legal and administrative structures and institutions produce pain, suffering, contempt, a kind of slavery, anxiety and many problems for the people and citizens. Unfortunately, the specialists in these disciplinary try to theorize this bad situation. Bureaucracy, both traditionally and electronically, also institutional and organizational determinism and dictatorship are a big problem for human being and citizens in all States.

The worst is this, that many people and citizens as well as elites in the world believe and have accepted this bad situation as their assumptions, and obey from institutional determinism and dictatorship voluntarily.

I believe (rationally and empirically),the nature and functions of three groups mentioned above and institutional dictatorship with its output as bureaucracy (traditionally and electronically, IT…), are the main sources of the slavery, pains, anxiety, suffering, injustice, oppression  and so on for the humankind in all societies and States. The point is this; the moral, legal and political systems have failed to find an effective way or paradigm for dissolve these problems.

Somebody may believe this situation is a historical trend and deterministic fate for human being, so the people and citizens are obliged to obey from this situation and should be compatible with it.

I believe theorists and academicians from the related fields specially Philosophy and Political geography, have a great mission to think and suggest a new optimal living style for human being and salvation from the historical suffering. They can find a certain way for freedom of human being from traditional, modernity, and post modernity slavery.

Certainly the aim of this living paradigm should be satisfaction of the citizens from their living in the world. This paradigm should contain and consider the God instructions for creatures, humane dignity/generosity and convenience, scientific laws of geographical ecosystems as living spaces of human societies, humane natural & civil rights, social and geographical justice, policy making based on scientific reports, elimination and reduction of bureaucracy, strengthening of the human sentiments in the societies, amendment and change the current living paradigms and assumptions of the human kind, alteration of the mentality and the way of thinking on political and social life and affairs.

اصول کشور داری در جغرافیای سیاسی

                                            اصول کشور داری در جغرافیای سیاسی

                                                  از:  دکتر محمد رضا حافظ نیا  

                        ( استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، زمستان 1392 ) 

  1. اصل حفاظت از موجودیت و تمامیت ارضی کشور؛
  2. اصل حفاظت و  ارتقاء مستمرسطح قدرت ملی کشور؛
  3. اصل حفاظت از شاخصه ها و ارزشهای هویت ملی و تحکیم آن؛
  4. اصل تضمین رضایت ملی و شهروندی از حکومت و تقویت حس تعلق داوطلبانه به کشور و هویت ملی؛
  5. اصل تضمین اتحاد و همگرایی افراد ملت؛  
  6. اصل تقسیم بهینه فضای جغرافیایی و آمایش سیاسی کشور برای اداره بهتر امور؛
  7. اصل اجرای فرایند دموکراسی برای تعیین سرنوشت و تجلی اراده سیاسی شهروندان در حکومت؛
  8. اصل مرزداری و حفاظت از پیرامون کشور (مرزبانی)؛
  9. اصل مدیریت سیاسی فضای ملی و تعیین مدیران سیاسی واحد های تقسیماتی درون کشوری؛
  10. اصل شبکه سازی ارتباطی و پیوند اجزای کشور به همدیگر و با مرکزیت سیاسی؛
  11. اصل ساختار سازی منطقی حکومت مرکزی (شامل قانون اساسی،  تشکیلات دیوانی و اداری حکومت)؛
  12.  اصل الگوی ارتباط میان دولت و مردم (تنظیم حقوق متقابل مردم و حکومت)؛
  13. اصل مناسبات و روابط خارجی کشور با سایر ملتها و کشورها؛
  14. اصل داوری، عدالت گستری و تضمین عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی؛
  15. اصل سالم سازی محیط اجتماعی، ایجاد آرامش و حفظ امنیت عمومی و داخلی کشور؛
  16. اصل دفاع ملی از کشور و ملت و رفع تهدیدات خارجی؛
  17. اصل تبیین اهداف ملی و پیشرفت و عمران مداوم و پایدارکشور با توجه به فضای رقابتی بین کشورها؛
  18. اصل حفاظت از منافع ملی، پرستیژ و منزلت کشور و حقوق ملت و نیز  اتباع کشور در ماورای مرزها:
  19. اصل تامین بهینه نیازهای مادی، زیستی، سلامت و آسایش شهروندان و ایجاد رفاه عمومی؛
  20. اصل تامین بهینه نیازهای روحی و معنوی افراد ملت و تضمین سلامت روحی و ارتقاء فکری جامعه؛
  21. اصل نحوه تعامل با مخالفان و ناراضیان داخلی و جذب حداکثری آنان؛
  22. اصل تنظیم روابط بین اجزای ملت ( اقوام و ادیان و… ) و بخشهای جغرافیایی کشور با همدیگر؛
  23. اصل مدیریت بهینه منابع زیرزمینی و بنیادهای زیستی و حفظ تعادلهای اکولوژیکی کشور؛
  24. اصل آمایش و حفظ تعادل فضایی، و تامین عدالت جغرافیایی در سطح کشور؛



تبیین فلسفی جغرافیای سیاسی دریاها

تبیین فلسفی جغرافیای سیاسی دریاها

از دکتر محمدرضا حافظ نیا (استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس)

کلاس جغرافیای سیاسی دریاها، اسفند 1397

تنظیم از:

محمود نورانی؛ دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت­مدرس


با نگاهی به تاریخ علم در قرون گذشته، عنوان جغرافیای سیاسی دریاها به عنوان یک رشته و یک شاخه که ادبیات علمی مدونی داشته باشد وجود ندارد، ولی از قرون 15 و 16 میلادی چیزهایی در حوزه حقوق بین­الملل، یا قاعده­گذاری در فضای دریایی وجود داشته است. همچنان که در حوزه جغرافیای سیاسی دریاها هم کنش سیاسی نسبت به فضای دریاها از قدیم الایام وجود داشته است. مثلا امور خاصی در حوزه جغرافیای سیاسی دریاها نظیر سلطه بر دریا، کنترل دریاها، نظریه­های قدرت دریایی، کاربری دریا در حمل و نقل، تولید غذا و…وجود داشته است. اما ادبیاتی تحت عنوان جغرافیای سیاسی دریاها نداشته­ایم و این­ها ذیل عنوان جغرافیای سیاسی مدون نبودند. ولی الان آنها ذیل جغرافیای سیاسی دریاها قرار می گیرند.

جغرافیای سیاسی دریاها (Political geography of the sea)، به عنوان یک قلمرو معرفتی یا علمی در جغرافیای سیاسی محصول قرن بیستم است. چرا جغرافیای سیاسی دریاها در این زمان موضوعیت پیدا کرد.

بیشتر بدانید

تبیین فلسفه جغرافیایی حق تعیین سرنوشت (تاسیس حکومت، دموکراسی و شهروندی)

از: دکتر محمد رضا حافظ­نیا

سازه انسانی عبارت است از مجموعه­ انسان­هایی با یک یا چند ویژگی مشخص، که به صورت متشکل همراه با روابطی همبسته در یک زیستگاه جغرافیایی مشترک زندگی می­کنند. هر سازه انسانی دارای هویت، سرنوشت، ساختار، منافع و اهداف مشترک می­باشد. زیستگاه­های مشترک سازه­ های انسانی همان سازه­ های فضایی/ جغرافیایی و یا اکوسیستمهای جغرافیایی هستند که دارای سلسله مراتبی از سطح میکرو تا سطح ماکرو می­باشند و سازه ­های انسانی نیز به صورت سلسله مراتبی منطبق بر این سلسله مراتب فضایی جغرافیایی شکل می­گیرند.

بیشتر بدانید

نظریه گذار از ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه ای در کشور (در قالب مصاحبه – بهمن ماه 1396)


سوال: آیا گذار از ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه­ای امکان پذیر هست؟

پاسخ: جوابش مشخص است. کاری نیست که امکانپذیر نباشد. باید شرایط آن فراهم شود. اولین شرط تحقق پذیری یک سیاست یا یک برنامه، اراده سیاسی دولت و حکومت است. یعنی اگر سران و مقامات سیاسی یک کشور تصمیم جدی بگیرند و بخواهند سیاست یا برنامه­ای را اجرا کنند می­توانند تا حد زیادی شرایط انجام آنرا فراهم، و آن سیاست را عملیاتی و اجرا کنند.

مهمترین مسئله­ای که در رابطه با تحول از ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه­ای وجود دارد، مسئله تامین منابع مالی آن است. چون نیروی انسانی ارتش حرفه ­ای کادر و کارمند رسمی دولت محسوب می­شود و باید منابع مالی برای تامین حقوق آنها فراهم باشد. مثلا در یک ارتش نیم میلیون نفری حرفه ای، طبیعتا نیم میلیون نفر حقوق بگیر دولت یا حکومت محسوب می­شوند. ضمن اینکه می توان منابع مالی و اعتبارات سالیانه ارتش وظیفه ای که بسیار قابل توجه می باشد را در بودجه سالیانه کشور به ارتش حرفه ای اختصاص داد.

بیشتر بدانید

تقدیر از دکتر محدرضا حافظ نیا به عنوان استاد سرآمد آموزش عالی کشور

در سومین همایش آموزش عالی که هجدهم اردیبهشت ماه 1397 در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد؛ سرآمدان آموزش عالی دانشگاه های کشور معرفی شدند.

در این مراسم از 11 نفر از اساتید برجسته کشور به عنوان سرآمدان آموزش عالی تقدیر شد که یکی از آنان دکتر محمد رضا حافظ نیا عضو هیات علمی گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس بود.

تجلیل از دکتر محدرضا حافظ نیا به عنوان استاد سرآمد آموزش دانشگاه تربیت مدرس

در مراسم گرامیداشت روز استاد، از دکتر محمدرضا حافظ نیا، دکتر سعید سمنانیان، دکتر جعفر توفیقی و دکتر ابراهیم راستاد به عنوان اساتید سرآمد آموزشی دانشگاه تربیت مدرس تجلیل بعمل آمد.


بحثی کلاسی در زمینه مفهوم پوپولیسم در دموکراسی

بحثی کلاسی در زمینه مفهوم پوپولیسم در دموکراسی

از دکتر محمدرضا حافظ نیا

مهر 1396

دولتها و حاکمان ناشی، مغرور و خود رای، معمولا جز تخریب ره آورد دیگری ندارند. قرار گرفتن این گونه افراد در قدرت، ایجادکننده نوعی باور کاذب در آنان است که تصور می کنند این­ها مظهر قدرت­ اند و هر تصمیمی که بگیرند قابل اجراست. توهمی در آنان شکل می­گیرد که همه باید از آنها پیروی نموده و آنان را همراهی کنند. این توهمی خطرناک است. غرور قدرت آنان را فرا می­ گیرد و در سیستم سیاسی آنها نیز نهادینه می شود. این شروع زوال است.

متاسفانه گاهی اوقات چنین انسان­هایی مقبول توده ملت­ خود می­شوند و در پروسه دموکراتیک رأی می­آورند و قدرت سیاسی را نیز قبضه می کنند. اینها رویکردشان بیشتر تخریب است تا ساختن. با وجود اتاق­های فکر و مراکز مشاوره راهبردی، این افراد توجهی به نظرات آنها نمی کنند و کسی جز خود را قبول ندارند.

اطلاق واژه پوپولیست هم که به آن اشاره شد واژه دقیقی برای این افراد نیست. چون بازیگران و سیاست­مداران در تمام دنیا به نحوی پوپولیست هستند. زیرا اگر رویکرد و سیاست­ پوپولیستی را در پیش نگیرند؛ رأی نمی­آورند! بنابراین افکار عمومی عوام را باید جلب کنند. جوامع بشری و آحاد ملتها با علم به لحاظ کردن فرایند توسعه یابی مستمر، حتی در جوامع پیشرفته، بدو بخش عوام و غیر عوام تقسیم می شوند، و همواره بخش عوام از اکثریت برخوردارند و غیر عوام در اقلیت قرار دارند. ملاک موفقیت در پروسه های دموکراتیک در کشورهای جهان نیز کسب اکثریت آرای شهروندان که عوام و توده ها هستند می باشد. بنابراین بازیگران سیاسی در پارادایم دموکراسی، ناگزیر از اتخاذ رویکرد عوام گرایی و برنامه های تبلیغی و سیاستهای عوام گرایانه هستند تا بتوانند افکار و آرای عوام و توده مردم را به سمت خود جلب نموده و حفظ نمایند. در غیر اینصورت رای نمی آورند، و رقیب عوام گرا بر آنها پیروز می شود. اینگونه است که معمولا بازیگران سیاسی در فرایندهای دموکراتیک بعضا تبدیل به گانگسترهای سیاسی می شوند. بنابراین بنظر می رسد پوپولیسم و عوام­گرایی از ضرورتهای دموکراسی است. دموکراسی در ذات خود یعنی حکومت مردم و توده ها و به تعبیری عوام.  با رأی نخبگان و کارشناسان و متخصصین به تنهایی، که کسی رئیس جمهور کشوری نمی­شود! در پارادایم دموکراسی برای کسب قدرت سیاسی رأی عوام مورد نیاز است. اگر رأی عوام که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند برگردد، بازیگر سیاسی از گردونه قدرت سیاسی بیرون می­افتد. پس تمام بازیگران سیاسی در جهان اعم از کشورهای پیشرفته و یا عقب مانده که به نوعی در پروسه کسب قدرت دموکراتیک تقلا می کنند به عوام گرایی مبتلا هستند و اطلاق پوپولیست در مورد همه آنان صادق است.

پاسخ به سوال دانشجوی دکتری: استاد، نظر شما در باره آینده برجام چیست؟

تحلیل ژئوپلیتیکی سناریوهای محتمل درباره برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)

از دکتر محمدرضا حافظ نیا، مهر1396

سیستم برجام هشت رکن یا عنصر دارد: روسیه، چین، آلمان، فرانسه، بریتانیا، اتحادیه اروپا، ایران و امریکا. اینها هشت عنصر اصلی توافق برجام هستند، که تاییدیه شورای امنیت سازمان ملل را نیز کسب کرده است.

باید تأکید کرد که کشورهای آلمان و فرانسه در این سیستم دو جایگاه و نقش دارند. یک جایگاه و نقش، تحت عنوان شخصیت ملی کشورشان است و جایگاه دیگر به عنوان عضو اتحادیه اروپا.

در شخصیت حقوقی، تابع اتحادیه اروپا هستند و سخن شان در آن جایگاه، از زبان خانم موگرینی قابل استماع است. به عنوان نماینده 27 کشور اروپایی.

فرانسه و آلمان ضمن اینکه از طرف خودشان حرف میزنند؛ ملزم به هماهنگی با خانم موگرینی نیز می باشند.

البته همه اینها جزو سیستم غرب هستند که رهبری آن نیز با ایالات متحده آمریکاست. از این جهت است که آمریکا توقع همراهی آنها را دارد.

در شرایط کنونی چند سناریو در باره برجام متصور است:

سناریوی نخست، این است که ایالات متحده آمریکا از سیستم برجام خارج شود؛ و بدنبال آن سایرین هم از برجام خروج کنند و برجام منحل شود.

انحلال برجام با خروج آمریکا، از نظر ژئوپلیتیکی یعنی تثبیت موقعیت برتری ایالات متحده آمریکا. یعنی پیامی خوب برای ایالات متحده آمریکا و پیامی بد برای سایرین؛ از جمله ایران. یعنی موقعیت آمریکا در جایگاه سلطه جهانی و نظام تک قطبی تثبیت می شود. این نشان­دهنده قدرت برتر ایالات متحده خواهد بود و قدرت آمریکا در تعبیری ژئوپلیتیکی، بازساخت می­شود. این پیام بدی برای چهانیان است که باید سلطه ایالات متحده آمریکا را کماکان بپذیرند. زیرا سرباز زدن از تصمیم آن مستوجب تنبیه است.

سناریوی دوم، این است که ایالات متحده آمریکا بپذیرد که در برجام بماند.

 این پیام بدی برای آمریکا خواهد بود. زیرا عقب­نشینی از مواضع به حساب می آید و حیثیت آن در سیستم ژئوپلیتیکی جهانی مخدوش می شود. بنابراین سایرین اطاعت­پذیری محض از آمریکا نخواهند داشت. مثل قدرتی که دچار ضعف شده و در مجموعه کشورها تحقیر می شود. یعنی کاهش یا سقوط منزلت ژئوپلیتیکی آمریکا را در سیستم جهانی در پی دارد. این پیامی بد ولی ضعیف برای ایالات متحده آمریکا خواهد بود و پیام ضعیف خوبی برای سایرین.

سناریوی سوم، اینکه آمریکا از سیستم خارج شود ولی سایرین نه، و برجام پابرجا بماند.

 در این صورت این پیامی خوب و قوی برای جهانیان، و پیام بسیار بدی برای ایالات متحده آمریکاست. چون نشان از حرکت آمریکا به سمت ایزوله شدن دارد. بقیه اطاعت و تبعیت نمی کنند و موقعیت برتری آمریکا را نمی پذیرند. یعنی به قدرت و غرور ایالات متحده آمریکا بی­توجهی می شود. این پیام خوبی برای سیستم ژئوپلیتیک جهانی است که بیانگر حرکت سیستم جهانی به سمت نظام چند ­قطبی است. یعنی نظام شبه تک قطبی، بعد از یک ربع قرن و پس از پایان جنگ سرد به این سو منقضی می­شود. این پیام یک تغییر اساسی در نظام ژئوپلیتیک جهانی محسوب می شود.

سناریوی چهارم، این است که آمریکا با شرایطی در برجام بماند. یعنی مصالح و منافع ایالات متحده آمریکا سبب ­شود که رئیس جمهور ترامپ را وادار کنند تا به صورت مشروط در برجام بماند.

این حالت مشروط برای ایران حامل پیام خوبی نیست. ولی برای ایالات متحده آمریکا پیام خوبی است. یعنی آمریکا همراه با منت گذاشتن بر سر متحدین غربی و سایر عناصر برجام درآن می­ماند. ولی از نظر آن کشور، فضای گفتگو باید ادامه پیدا کند، تا برجام اصلاح شود. این موضع، می تواند متحدین ایالات متحده آمریکا در سیستم غرب را جذب کند و با اتخاذ این موضع آمریکا می تواند موقعیت هژمونیک خود را در سیستم جهانی تداوم بخشد. سپس آلمان و فرانسه و اتحادیه اروپا، ناگزیر خواهند شد تا با ایالات متحده آمریکا کنار بیایند. به احتمال زیاد دولت آمریکا با طرح شرایطی از تفاهم  برجام خارج نشود. وقتی آمریکا می گوید به صورت مشروط در برجام می­مانم یعنی می خواهد با این روش منزلت ژئوپلیتیکی خود را در سیستم تضمین کند. یعنی با بهره گیری از موضع اقتدار سنتی در سیستم جهانی و نیز ابزارهای فشار، بقیه را وادار به متابعت و همراهی با خود ­کند.

بنظر می رسد موضع جمهوری اسلامی ایران هم در همه حالات مزبور این باشد که برجام را با همین محتوا و وضع کنونی حفظ نماید.




معرفی کتاب آرا و نظریه های علمی دکتر محمدرضا حافظ نیا

خداوند بزرگ را شکر گذارم که به من توفیق داد تا همراه با پویش علمی دانشمندان رشته های مختلف و جریان خروشان و فزاینده تولید معرفت و دانش بشری، گام کوچکی در مسیر تولید علم و معرفت در حوزه تخصصی خویش یعنی جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک بردارم.

آنچه پیش روی علاقمندان و خوانندگان این مجموعه قرار دارد حاصل یک ربع قرن پویش و تلاش علمی اینجانب است که با رویکرد عقلگرایانه و اندیشه محور تولید شده است. به عبارتی محصول ذهن مکاشفه ای است که توانسته از طریق بررسی و تفکر پیرامون تجارب محدود و پراکنده پدیده ها، به آنها نظم و سامان داده و طرح کلی واقعیت آن را در جهان کشف، و در قالب گزاره های نظری و یا نظریه علمی بیان نماید.

از همکار عزیز و تلاشگرم جناب آقای دکتر سید عباس احمدی تشکر می کنم که دست به این ابتکار عمل زده و نسبت به بررسی و تدوین این مجموعه به شکلی خوب و قابل بهره برداری برای علاقمندان اقدام نموده است.

تولید چنین اثری پس از لطف و توفیق خداوند متعال، علاوه بر تلاشهای اینجانب محصول خدمات و همکاریهای کسانی است که مرا همیشه مرهون خود نموده اند. بنابراین قبل از همه مرهون والدینم مرحوم رجب حافظ نیا و مرحومه خدیجه خراشادی زاده هستم که وجود، قابلیتها و رشد خودم را از آنها دارم. متاسفانه آنها نتوانستند زندگی مشترکشان را به پایان ببرند. تقدیر این بود که پدرم در جوانی دار فانی را وداع کند و مادرم با توکل بر خداوند و با عزمی راسخ و با تحمل رنج و مشقت فراوان فرزندان یتیم خود را پرستاری نماید و بنا به وصیت شوهرش آنها را از روستا روانه تحصیل در شهر کند و سختی راه را بجان بخرد. خداوند آنها را قرین رحمت خود بنماید.

بیشتر بدانید

بیانیه دکتر محمدرضا حافظ نیا برای حضور و داوطلبی در انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری در سال 1396



بیانیه دکتر محمدرضا حافظ نیا برای حضور و داوطلبی در انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری در سال 1396


بسم الله الرحمن الرحیم

مَن اَصبَحَ و لَم یَهتَم باُمورِ المُسلمینَ فلیس بمُسلِمِ، و مَن سَمَع رَجلاً یُنادی….

مردم عزیز و شریف ایران: با سلام و احترام،

اینجانب فریاد درد و رنج شما را شنیده و درک می کنم چون خودم همانند شما آن را با تمام وجود تجربه کرده و می کنم. درد و رنج فزاینده ناشی از: بیکاری؛ گرانی؛فقر و فلاکت، فساد گسترده و چند بعدی؛ تخریب منابع و بنیادهای زیستی کشور؛ ضایع کردن ثروتهای ملی؛ ناشی گری و ناتوانی برخی مدیران سیاسی و اجرایی؛ باند بازی سیاسی، رانت خواری شبکه های مافیایی سیاسی و اقتصادی، اشرافیت طبقه مسلط اجتماعی، بازیگران و مقامات سیاسی لمس و بی درد، بوروکراسی اداری آزار دهنده، بهم خوردن تعادل جغرافیایی کشور و بحرانی شدن زیستگاه ملت ایران (ارومیه، گرد و غبار، سیل و…)، بی عدالتی و تبعیض اجتماعی، اقتصادی و فضایی، ناامنی های طبیعی و سیاسی، فضای اجتماعی یاس آور و غم زده، ناامیدی و ناکامی جوانان به عنوان صاحبان آینده کشور، چاپلوسی و تملق، رشوه و رانت خواری، تحقیر اندیشه، گفتمانهای سیاسی داخلی و بین المللی تنش زا و غیر آن، که همه آنها عمدتا محصول عملکرد حوزه سیاست، یعنی سیاست گذاریها، قوانین و مقررات نادرست و نیز مدیریت سیاسی و اجرایی ناتوان و اقدامات ناشیانه و نامناسب دولتها و سازمانهای حکومتی طی سالیان متمادی گذشته تا کنون می باشد.

بر این اساس بنده به عنوان استاد دانشگاه که از بینش و دانش تخصصی در زمینه کشورداری بهینه و نیز توان مدیریتی و اراده سیاسی قوی برخوردار است صرفا با هدف ادای تکلیف الهی و ایفای تعهد اجتماعی و ملی و به حکم حدیث شریف نبوی مذکور آمادگی خود را برای بدوش کشیدن مسئولیت ملی رنج زدائی از زندگی مردم ایران و نیز ساختار سازی برای ایرانی قدرتمند، پیشرفته و سربلند به عنوان داوطلب ریاست جمهوری سال 1396 اعلام می کنم.

برخی از ویژگی های بنده به شرح زیر می باشد:

بیشتر بدانید

Active Geostrategic Faults in the World

In the frame of the paradigm of competition between maritime (sea) and land strategies there are two grate geostrategic faults in global scale located at the West and East of the Eurasia that seems are the origins of current policies in the world. In fact, the global geostrategic confrontations are located in the onshore parts of the Eurasia. These confrontations are limited from East to onshore gap-line between land of Eurasia and Pacific Ocean, and from West to the gap-line between Eurasia and Europe and Africa. It looks that, European states and the USA and the maritime strategy allies have surrounded the land of Eurasia, and challenge the land strategy and its allies and enforce them to the spatial contraction. In opposite, Russia and China as the main actors of the land strategy try to cope with this challenge, and reach to the spatial expansion.

The global powers are in the two sides of these faults. It means that in the East gap-line of Eurasia the USA is in contrast with Russia and China, and in the West gap-line of Eurasia the USA and NATO are in geostrategic confrontation with Russia. These faults have geopolitical nature and philosophy. Because the actors of the both sides try to increase their geopolitical and geographical space in the global level, and also try not to allow the rivals to enter to their spaces. The process of their spatial expansion has two faces:

1. Geographical: increase in territory using dominance, annexation and occupation methods.

2. Geopolitical: increase in the power of control and influence in other areas.
Today there are five strategic and powerful actors in the global level that are categorized into two main global geostrategic realms. All of them are the UN Security Council members. These actors are as follows: the USA, Britain and France in sea geostrategic front; Russia and China in land geostrategic front.