پتانسيل ژئوپليتيكي تنگه هرمز و تغيير ساختار قدرت جهاني

رزمايش مشترک دريايي سه جانبه ايران، روسيه و چين، با عنوان «کمربند امنیت دریایی» از روز جمعه (6/10/98)، به مدت سه روز در آب‌های نیمه شمالی اقیانوس هند، دریای عمان و درياي عرب به وسعت تقريبي 17 هزار كيلومتر مربع  برگزار شد. بنظر می رسد نقش، جايگاه و رويكرد سه كشور عضو رزمايش در ساختار قدرت جهاني، در تقابل با سيستم غرب به رهبري ايالات متحده آمريكا قرار دارد.

این رزمایش بیانگر نوعی صف بندی ژئواستراتژیک جدید بین دو استراتژی بری و بحری در منطقه عمومي رزمايش (شمال اقيانوس هند و تنگه هرمز) است. این منطقه جغرافیایی از اعتبار ژئوپلیتیکی بالا، بدلیل ارزشهای اقتصادی، ارتباطی، دریانوردی بین المللی، تجاری، نظامی، گذرگاهی، کنترلی و دسترسی تاثیر گذار بر سرنوشت جهان که مطلوب بازیگران اصلی قدرت جهانی و منطقه ای می باشد، برخوردار است.

بیشتر بدانید

نصیحت دکتر حافظ نیا به دانشجویان دکتری رشته جغرافیای سیاسی

( در کلاس فلسفه جغرافیای سیاسی – دانشگاه تربیت مدرس، 14/7/1398 ) 

امیدوارم بازیگر مفید و موثری در عرصه اجتماعی باشید و نقش خود را به عنوان جغرافیدان سیاسی که یک علم مفید در عرصه اجتماعی و ساماندهی و مدیریت سیاسی فضا و بهینه سازی فضاهای زیست شهروندان هست بدرستی ایفا کنید.

امیدوارم شما در خلق فضایی که شهروندان برای زندگی در آن رضایت داشته باشند نقش آفرینی کنید. خلق به معنای مدیریت تحولات فضایی/ سیاسی و اصلاحات اجتماعی در فضاهای جغرافیایی محلی تا ملی مد نظر است، به گونه ای که منجر به ایجاد زندگی رضایت بخش، عزت مند و آرامش بخش برای شهروندان بگردد و بتوانید آرمان شهر قابل تحقق سازه های انسانی را متعین سازید.

بیشتر بدانید

مبانی نظری «طرح ابتکار صلح هرمز»

مبانی نظری «طرح ابتکار صلح هرمز» که توسط دکتر روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، به تاریخ سوم مهر ۱۳۹۸ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه شد، نزدیک ‌به سه دهه پیش در کتاب «خلیج فارس و‌نقش استراتژیک تنگه هرمز» بیان شده بود.   کتاب مزبور حاصل رساله دکتری آقای محمدرضا حافظ نیا است که در سال ۱۳۶۹ در دانشگاه تربیت مدرس از آن دفاع شد و کتاب آن در سال ۱۳۷۱ از سوی سازمان سمت منتشر گردید.   در تصاویر، استنتاجات ردیفهای ۱۶ و ۱۷ مندرج در صفحات ۴۹۵ و ۴۹۶ و نیز پیشنهاد صفحه ۵۰۱ کتاب، نظریه پایه «طرح ابتکار صلح هرمز» را نشان میدهد.

 

 

 

بیشتر بدانید

فلسفه الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت

سخنرانی در همایش ” توسعه روستایی ایران، با تاکید بر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت”

( دانشگاه تربیت مدرس،  8 اسفند 1397)

ابتنای الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت بر چیزی به نام هویت و هویت ملی قرار دارد. در واقع بنیان فلسفی الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت یا هر نوع الگویی از این دست، هویت ملی می باشد و این موضوع مستقیما با هویت ملی ایرانیان پیوند خورده است.

هویت یک نیاز طبیعی، غریزی و روانشناختی انسان است. هویت ملی نیاز بنیادین و اولیه هر انسان تبعه یک کشور مستقل در جغرافیای سیاسی جهان است. هر فرد انسانی جزئی از سازه انسانی مربوطه بنام ملت خاص است. از دید جغرافیایی منظور از سازه انسانی صرفا یک جامعه مشخص نیست. بلکه یک سازه انسانی، گروهی از انسان هایی را تشکیل می دهد که بر اساس روابط اکولوژیک به طور سیستماتیک از یک سو به فضای جغرافیایی زیستگاهشان وابسته هستند و از سوی دیگر از روابط اجتماعی برخوردار میباشند.

به عبارتی سازه انسانی از دو نوع وجه ارتباطی برخوردار است. یکی ارتباط افقی که در جامعه شناسی از آن به عنوان روابط اجتماعی تعبیر می شود. دیگری روابط عمودی که سازه انسانی زیست کننده در فضای جغرافیایی مربوطه، با زیستگاه خود (موطن) دارد که از دید علم جغرافیا از آن به روابط اکولوژیک تعبیر می شود. روابط اکولوژیک سرچشمه و بنیان حق طبیعی انسان هاست. یعنی اگر بخواهیم از حق طبیعی صحبت کنیم، ریشه و بنیانش به روابط اکولوژیکی سازه های انسانی با زیستگاهشان که همان مکان و فضای جغرافیایی سه بعدی هست بر می گردد. ملت یک سازه انسانی در کشوری مشخص است. ساکنین یک روستا سازه انسانی آن روستا هستند. ساکنین یک شهر سازه انسانی آن شهر هستند. ساکنین یک سازمان کارکردی سازه انسانی آن هستند، و همین طور اشکال دیگر سازه انسانی وجود دارد.

حق طبیعی سرچشمه حقوق دیگری است. از جمله حقوق سیاسی مثل تشکیل حکومت، حق تعیین سرنوشت، سیاست گذاری، تصمیم گیری در امور زندگی، حقوق شهروندی، حق زیست و حیات، حق توطن و غیره که همگی آنها استنادش بر حق طبیعی است و حق طبیعی استنادش به روابط اکولوژیکی است. روابط اکولوژیکی به روابط سازه انسانی با زیستگاه مربوطه یا مکان و فضای جغرافیایی بر می گردد.

بیشتر بدانید