راهبردهای تمرکز زدایی و تراکم زدایی از تهران به عنوان پایتخت ایران

از: دکتر محمدرضا حافظ نیا، استاد و مدیر قطب جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس،

برای ارائه به: همایش تمرکز زدایی و ساماندهی پایتخت

تهران- دانشگاه تربیت مدرس (قطب جغرافیای سیاسی)، ۴ و ۵ اسفند ۱۳۹۳

الگوی نظام حکومتی در ایران تک ساخت و بسیط است، که بر اساس آن قدرت سیاسی در دست شخصیت حقوقی واحدی بنام حکومت مرکزی قرار دارد که در تهران به عنوان پایتخت مستقر بوده و از این مکان بصورت عمودی حاکمیت خود را اعمال می­نماید. علاوه بر این نظام اداری در دستگاههای حکومتی متمرکز بوده و فرآیندهای اداری و بوروکراتیک برای اداره امور اجرایی، فنی، تخصصی، خدماتی و عمومی در سطوح مختلف تقسیمات فضایی کشور، به مرکزیت تهران شکل گرفته و انجام می­پذیرد.

تمرکز قدرت سیاسی و اداری در ایران محصول فرایندهای سیاسی پس از انقلاب مشروطه در طی یک قرن اخیر می باشد که منجر به اقتدار مکان شهری تهران به عنوان پایتخت گردیده است. اقتدار مزبور به تدریج باعث قطبی شدن تهران در فضای ملی کشور و تمرکز و تراکم منابع مالی و اقتصادی، فنی و تخصصی، علمی و آموزشی، اجتماعی و فرهنگی، ارتباطی و صنعتی، نظامی و امنیتی و غیره در آن شد که حاصل آن شکل­گیری حرکت و هجرت جمعیت و شهروندان ایرانی از سرتاسر فضای ملی به سوی تهران و تمرکز و رشد فوق­العاده و سرطانی آن در همه ابعاد گردید و منظومه و سپهر شهری تهران و شهرها و سکونتگاههای اقماری را در جنوب البرز مرکزی و استانهای تهران و البرز همراه با انبوهی از مشکلات، تنگناها و چالشها بوجود آورد.

 از آنجایی که نقطه آغاز و نیز تداوم روند تمرکز و تراکم همه جانبه و چندبعدی جمعیت و فعالیت تهران طی یک قرن اخیر تا کنون، تمرکز قدرت سیاسی و اداری در آن می­باشد، بنابراین برای کاستن از آنها و متعادل و متناسب کردن جثه و جان تهران، گریزی از تمرکززدایی سیاسی و اداری و تراکم زدایی پدیده ها فضایی از آن وجود ندارد.

این مقاله راهبردهای مفروض برای تمرکززدایی و تراکم زدایی از پایتخت را پیشنهاد می­دهد.

واژگان کلیدی: تمرکززدایی سیاسی، تمرکززدایی اداری، تراکم زدایی، تهران، ایران، حکومت.  

 

آخرین به روز رسانی پنج شنبه, 20 فروردين 1394