فلسفه ژئوپلیتیک

در این بحث بیان این نکته اساسی ضروری است، که انسان اساسا و ذاتا موجودی ژئوپلیتیکی است و به بدنبال منافع خود است. سه خصیصه و یا تمایل اساسی انسان یعنی قلمرو طلبی و حریم سازی، قدرت طلبی و کنترل منابع، و منزلت طلبی و برتری جویی در فضای جغرافیایی، فلسفه علم ژئوپلیتیک به عنوان شاخه ای از رشته جغرافیای سیاسی را تشکیل می دهد. انسان بطور همزمان نیز موجودی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی و ... نیز هست. زیرا انسان ذاتا میل به فرمانروایی، روابط اجتماعی، تامین معیشت برای زندگی، شعور فضایی برای زیستن در مکان و فضای جغرافیایی را دارد.

 

بنظر می رسد اندیشه و کنش ژئوپلیتیکی انسان معطوف به تامین و حفاظت از منافع دنیوی و اخروی خود، از کودکی شروع شده و تا پایان عمر وی نیز ادامه دارد. انسان در شکل فردی و گروهی (از خانواده گرفته تا سازه های انسانی بالاتر نظیر ملت و غیره ) اساسا موجودی ژئوپلیتیکی است که بر پایه تلقی و شعور فردی و گروهی نسبت به منافع فردی و جمعی، ماهیت سیاسی پیدا کرده و تبدیل به موجود یا بازیگری سیاسی می شود. اندیشه و کنش ژئوپلیتیکی انسان از کودکی در خانواده و جامعه اولیه و فضای محلی وی شروع می شود. سپس در سه زمینه و خصلت زیر معنی پیدا می کند و گسترش می یابد:

1-   قلمرو طلبی یا حریم خواهی ، قلمرو سازی یا قلمرو آرایی و قلمرو پایی در فضای جغرافیایی اعم از خصوصی و عمومی که برای رفع سه نیاز اساسیش به سکونت و اقامت، فعالیت و حرکت انجام می پذیرد.

2-   قدرت طلبی و کنترل منابع و ابزارهای قدرت در قلمرو فضای جغرافیایی برای تضمین بقا، زیستن و حیات.

3-   منزلت طلبی و برتری جویی بر دیگران و یا همتاها در فضای جغرافیایی مربوطه در مقیاسهای مختلف.

-       دغدغه همه انسان ها در شکل فردی و جمعی تعیین حریم و قلمروسازی و حفاظت از منافع خود در آن است. همه انسان ها و حتی دیگر موجودات زنده نیز دارای این اندیشه بوده و از خودشان کنش قلمرو سازی را نشان می دهند. فضاها و قلمروهای جغرافیایی در بطن خود منابع قدرت طبیعت پایه و انسان پایه را نیز جای داده اند. قلمروسازی شامل تولید و تعریف فضا برای رفع سه نیاز اساسی انسانها یعنی سکونت و اقامت، فعالیت و حرکت می باشد. ضمن اینکه برای بازیگران سیاسی و حکومتها فضای جغرافیایی قلمرو فرمانروایی آنان نیز  محسوب می شود. در فرایند قلمرو سازی و تعیین حریم اختصاصی، سعی می شود از ورود و  نفوذ ناخواسته دیگران به آن جلوگیری به عمل آید و تلاش می گردد آنان به عقب رانده شوند. قلمرو سازی و قلمرو پایی از رفتار دو کودک در حین بازی و یا تملک ابزار، تا دو شرکت و دو سازمان برای رقابت، و تا رفتار دو ملت و حکومت برای دفاع از منافع ملی و یا سرزمینشان قابل درک و فهم است. در واقع همه آنها دارای غریزه و حس طبیعی قلمرو خواهی بوده و برای خودشان قلمروسازی می کنند.

-       دغدغه دیگر هر انسان فردی و یا گروهی این است که منابع را به کنترل در آورد. زیرا انسانها برای بقا و دوام حیات خویش و رقابت با دیگران، نیاز به منابع طبیعت پایه و یا انسان پایه به عنوان سرچشمه حیات و قدرت دارند و این منابع بصورت زیر ساختی و رو ساختی اعم از طبیعت پایه و یا انسان پایه و فرآوری شده در قلمرو فضای جغرافیایی مربوطه  قرار دارد. بنابراین کنترل منابع زیست و قدرت، برای ادامه بقا و حیات و رقابت با دیگران در اندیشه و عمل انسان ها وجود دارد.

-       افراد انسان و نیز سازه های انسانی از جمله خانوادها، گروهها، ملتها، شرکتها، سازمانها، نهادها، ساکنین روستاها، شهرها، استانها، ایالات، کشورها و غیره ذاتا به دنبال منزلت طلبی هستند. غریزه برتری جویی و پیشگام بودن که متضمن رهبری و فرمانروایی نیز هست در نهاد انسان ها نهفته است. هر انسانی در شکل فردی و گروهی می خواهد نسبت به دیگران اول و برتر و در نتیجه رهبر  باشد. این موضوع از فرد انسان  به اجتماع انسانی نظیر ملت نیز تسری پیدا می کند. هر سازمان اداری و نهاد اجتماعی نیز می خواهد در بین همقطاران خود پیشرو، اول، برتر و در موقعیت رهبری، سیادت و فرمانروایی باشد. هر کشوری می خواهد در بین کشورهای منطقه جغرافیایی و یا در سطح جهان، اول، برتر و رهبر باشد. دستیابی به این هدف که ویژگی فردی و گروهی انسانهاست، وابسته و مبتنی بر میزانی از قدرت و توانایی است که خود متکی بر سطحی از کنترل و نفوذ بر دو عامل قلمرو یا فضای جغرافیایی، و نیز منابع  طبیعت پایه و انسان پایه موجود در آن فضاست.

افراد بشر و نیز سازه های انسانی و اجتماعی نظیر گروهها، ملت ها، دولتها، سازمانها، شرکتها و غیر آن بطور طبیعی دارای حس افسار گسیخته میل به قلمرو خواهی، حریم سازی، قدرت طلبی، برتری جویی، سود جویی و زیاده طلبی در فضای جغرافیایی مربوطه هستند.

بنابراین موضوع مهم اینست که این حس و میل طبیعی باید کنترل و مهار شود، در غیر اینصورت به برخی از انسانها و جوامع بشری توسط برخی دیگر بویژه قدرتمندان اجحاف می شود و ملتها، گروهها و جوامع انسانی دچار دردسر می شوند و فضای جغرافیایی نیز دچار بحران و عدم تعادل میشود و زندگی را برای افراد بشر و سازه های انسانی سخت، رنج آور و یا ناممکن می کند.

از اینرو در طول تاریخ  بشر، و برای کنترل و مدیریت این میل طبیعی، سه ساز و کار پدیدار شده است که عبارتند از:

  1. ساز و کار اخلاقی ( دینی و غیر دینی )
  2. ساز و کار حقوقی (دینی، غیر دینی و مدنی )
  3. ساز و کار توازن قدرت (فردی یا جمعی)
  • سیستم های اخلاقی بویژه اخلاقیات دینی که کارساز ترند برای همین به وجود آمده اند که این حس و میل را کنترل کنند. در گذشته ها بیشتر از این سازوکار استفاده می شد. ساز وکار های حقوقی، اعم از دینی و غیر دینی و مدنی هم به همین دلیل است، که انسان ها دچار اجحاف، کشمکش و جنگ نشوند. ساز وکار توازن قوا نیز کماکان نقش خود را در روابط بین افراد، گروهها، ملتها و کشورها  ایفا می کند.
  • البته این که ساز وکارهای فوق چقدر موفق بوده اند، جای تامل دارد. امروز در اکثر نقاط جهان سیستم های حقوقی در حال کنار زدن و انزوای سیستم های اخلاقی و اخلاقیات هستند. عنوان می دارند که همه چیز باید قانون مند و ضابطه مند شود. اما در عمل، خود سیستم های حقوقی نیز نتوانسته اند به هدف مورد نظرشان برسند. شاهد آن، اوضاع نابسامان، رنج آور، و فساد انگیز جاری در فضاهای جغرافیایی جهان حتی در داخل جوامع کشورهای پیشرفته است. حقوق بین الملل نیز نتوانسته کشورها را از دخالت در کار یکدیگر منع نماید. همه کشورها بویژه قدرتهای برتر در کار همدیگر دخالت می کنند. همه بدون استثناء در ماورای مرزهای خود حریم ها و حاشیه های امنیتی تعریف می کنند. یعنی ترس از سیستم و سازوکار حقوقی نیز نتوانسته است کنترل و نظم مورد نظر را چه در داخل کشورها و چه در عرصه بین المللی ایجاد نماید. علی رغم این سازوکارهای ایده آلیستی چیزی که ذهن و عمل بشریت را در شکل فردی و جمعی بویژه حکومتها و کشورها به خود مشغول داشته و مورد اعتنا می باشد سازو کار رئالیستی توازن نسبی قدرت است که تجلی آن در رقابت نفس گیر و همگانی کسب قدرت و منزلت طلبی برای رقابت و انگیزه بقا توسط انسانها در شکل فردی و جمعی مشاهده می شود.
  • اکنون در اینجا دو سؤال مطرح می شود:
  1. آیا این ساز و کارهای اخلاقی، حقوقی، و توازن قدرت برای کنترل میل طبیعی تجاوز طلبی انسانها کفایت می کنند؟
  2. اگر نه، آیا بشر باید به دنبال ساز و کارهای دیگری باشد؟ اگر بلی چه ساز و کارهایی و چگونه؟

 

آخرین به روز رسانی شنبه, 08 آبان 1395