سیاست خارجی کشور در گرداب فقر بینش و دانش ژئوپلیتیک

سیاست خارجی ج.ا. ایران در سالهای اخیر با چالشهای ژئوپلیتیکی سنگینی رو برو شده است. چالش های ژئوپلیتیکی در جهان اسلام، خاورمیانه، شرق مدیترانه، خلیج فارس، خزر، جنوب غرب آسیا، اتحادیه اروپا، آفریقا، آمریکای لاتین، روسیه و شرق اروپا، همسایگی قومیتی، قلمرو شیعی، قلمرو تمدن ایرانی، موقعیت حائل، انزوای ژئوپلیتیکی، رقابتهای ژئواستراتژیکی جهانی و منطقه ای، پیامدهای سیاست اتمی، ژئوپلیتیک آب، ژئوپلیتیک انرژی، خود انگاری ویژه و غیر آن، مواردی هستند که هر روز بر پیچیدگی آنها افزوده شده و کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را با گرفتاریهای شکننده ای روبرو می کنند.

 

تا آنجا که نگارنده ( به عنوان کسی که رشته کارش ژئوپلیتیک است ) شاهد اندیشه و عمل دستگاه سیاست خارجی و رسانه ای کشور می باشد، متاسفانه سیاست خارجی کشور را برخوردار از منطق قابل قبول ژئوپلیتیکی نمی بیند. صرفنظر از اینکه چه انگیزه ها و راهبردهایی در پس سیاست خارجی کشور وجود دارد که به نگارنده نیز مربوط نمی باشد، این تصور و فرضیه وجود دارد که حوزه سیاست خارجی ایران چندان با دانش، بینش و نگرش جغرافیای سیاسی و شاخه آن یعنی ژئوپلیتیک مانوس نبوده و یا با آن ارتباط موثری ندارد. در حالیکه ژئوپلیتیک زیر ساخت سیاست خارجی و روابط بین الملل را تشکیل می دهد. زیرا بندرت می توان پدیده سیاسی بین المللی و یا ارزش مورد نظر سیاست خارجی کشورها را پیدا کرد که از ماهیت ژئوپلیتیکی برخوردار نباشد و یا مستقیم یا غیر مستقیم معطوف به مکان و ارزشهای موجود در فضای جغرافیایی نباشد.

البته با نگاهی به تخصص دست اندر کاران  و مدیران  حوزه سیاست خارجی در سالیان گذشته تا کنون و نیز نگرش جامعه سیاسی کشور، این فرضیه شکل می گیرد که  آنان یا آگاهی و بهره ای از بینش و دانش جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک ندارند، یا اینکه از حوزه روابط بین الملل آمده و تصوری تقلیلی و بسیار سنتی از ژئوپلیتیک دارند. لذا نمی توانند در شالوده گذاری و هدف گذاری بهینه سیاست خارجی کشور و اتخاذ رویه های مناسب دیپلماتیک مبتنی بر درک درست از ظرفیتها و محدودیتها و دغدغه های ژئوپلیتیکی، بنحوی عمل کنند که در تامین اهداف و منافع ملی بحق کشور موفق باشند.

نگارنده نمی تواند خود را متقاعد کند که وزرای خارجه کشور در دولتهای گذشته تا کنون، در حوزه مدیریت بهینه سیاست خارجی کشور که متضمن حداکثر بهره وری از فرصتها و سود آوری و نیز حداقل هزینه و تهدید برای کشور و ملت ایران باشد برجستگی خاصی از خود نشان داده باشند. حتی جناب آقای دکتر ظریف که از ایشان به عنوان فرد موفقی یاد می شود بیشتر توفیقشان در حوزه دیپلماسی است تا در حوزه مدیریت بهینه سیاست خارجی کشور. انصافا ایشان را دیپلمات ورزیده و توانمندی یافته ام که از این حیث ایشان و همتاهای ایشان را جزو سرمایه ها و نیروهای توانمند حوزه نبرد دیپلماتیک کشور می دانم. ولی به عنوان وزیر امور خارجه از ایشان در حوزه مدیریت سیاست خارجی کشور رویکرد و عمل قابل توجهی ندیده ام. هر چند برای ایشان و همکارانشان آرزوی توفیق می کنم.

نکته قابل توجه اینکه نقص مزبور تنها به دستگاه سیاست خارجی مربوط نیست، بلکه متاسفانه دستگاه رسانه ای کشور بویژه صدا و سیما را نیز در بر می گیرد و کارشناسان تحلیل گر آنها نیز از چنین نقص ژئوپلیتیکی برخوردارند. بطوریکه سطح تحلیل و تشریح آن دسته از رویدادهای بین المللی که عمدتا ماهیت جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیکی داشته و معطوف به مکان ها و فضاهای جغرافیایی هستند و با هدف تاثیر گذاری بر افکار عمومی منتشر می شوند را غالبا ضعیف و ناقص دیده ام.

در پایان لازم می دانم به سیاست گذاران، مدیران و دست اندر کاران حوزه سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی و دولتمردان عزیز و نیز دستگاه رسانه ای کشور توصیه کنم، بیش از پیش خود را به دانش و بینش علمی ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی مجهز نمایند تا بتوانند از پس چالشهای ژئوپلیتیکی فزاینده کشور برآیند و در تامین اهداف و منافع ملی که ملت و کشور ایران محق آن می باشند موفق گردند ( فروردین 1395 ). 

آخرین به روز رسانی یکشنبه, 29 فروردين 1395