”آن دسته مفاهیم، نظریه ها و گزاره های علمی و معرفتی از ارزش و اعتبار تولیدی برخوردارند که محصول پژوهش علمی و یا ذهن مکاشفه ای خود نویسنده هستند و به جایی ارجاع یا رفرنس نداده اند. روایت محض و یا مونتاژ آثار علمی و معرفتی دیگران، هر چند بجای خود ارزشمند است، ولی تولید علم ناب محسوب نمی شود..“

– دکتر محمدرضا حافظ نیا

”نقد علمی، یعنی نقدی مستند و مستدل و منصفانه. بدین معنی که مغایرت ادعای گزاره ها و نظریه های علمی با واقعیتها و حقایق جهان را بطور مستند و مستدل و با رعایت بیطرفی بیان می کند و بدین ترتیب به تصحیح و تکامل علم و معرفت بشری کمک می نماید.“

– دکتر محمدرضا حافظ نیا

”چه خودکامگان بی خردی هستند آنهایی که بر من چنگ می اندازند. آنها نمی دانند که من سالهاست به این شیوه نادرست آنها خو گرفته ام. اینگونه افراد عرض خود می برند و زحمت دیگران می دارند و ره بجایی نیز نمی برند“

– دکتر محمدرضا حافظ نیا

”تجارب سیاسی/ اجتماعی بلند مدت من نشان می دهد که گاهی اوقات دلسوزی زیاد نتیجه معکوس دارد، زیرا افراد دردمند به شعور لازم نرسیده و از آن استقبال نمی کنند. برخی از مردم نیز در برابر دلسوزی زیاد از خود واکنش تند و خشن بروز می دهند. برخی از آنها نیز از دلسوزان طلبکار تر می شوند. تجربه به من آموخته است که دلسوزی باید متناسب با سطح شعور و ادراک نیاز، و ابراز تمایل افراد باشد“

– دکتر محمدرضا حافظ نیا

”در دموکراسیهای رایج و تجربه شده در جهان از هر نوعی، بنظر می رسد بخش عمده ای از مردم به خود حق می دهند حتی بطور مکرر گول بازیگران سیاسی و کانگسترهای قدرت را بخورند و از آن لذت نیز ببرند. باید دید مشکل این پارادکس در کجاست؟“

– دکتر محمدرضا حافظ نیا

”تقلیل و تطبیق خود با پارادایمها، گفتمانها و الگوهای نظری و عملی رایج در جامعه هنرمندی لازم دارد. این فرایند یکی از دشوارترین ها در تاریخ زندگی متفکرین، صاحبنظران و دانشمندان برخوردار از ذهن واگرا، خلاق و نوآور می باشد.“

– دکتر محمدرضا حافظ نیا

حافظ نیا

”برخی بر من خرده می گیرند که چرا کم می خندم. احساس می کنم تا زمانیکه انسانها و ابنای بشر در شرایط فقر و رنج و ستم بسر می برند خنده توجیه و لذتی ندارد. به قول معروف ” من از بی نوایی نیم روی زرد  /  غم بی نوایان رخم زرد کرد “.خنده زمانی معنا دار و لذت بخش است که حکومتها و سیاستمداران حاکم بر جوامع به رنج زدایی، فقر زدایی و ستم زدایی از زندگی شهروندان خود (نه در مقام حرف، ادعا و عوام فریبی بلکه در مقام عمل و دلسوزانه) همت گمارند و بطور جدی اقدام کنند.“

– دکتر محمدرضا حافظ نیا

بحران کرونا و تحول مفهوم امنیت ملی و بین المللی

بحران کرونا و تحول مفهوم امنیت ملی و بین المللی 

دکتر محمدرضا حافظ­نیا؛ استاد گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

محمود نورانی؛ دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

 

«ویروس کرونا» بزرگ‌ترین چالش و بحران جهان در ۷۵ سال اخیر است. هم اینک شرایط دنیا بدلیل گسترش روزافزون ویروس کرونا و عوارض ناشی از آن، به گونه‌ای است که تمام کشورها اعم از ضعیف و قوی و فقیر و غنی در گیر آن بوده و تلاش خود را جهت مقابله با این بیماری به کار گرفته‌اند.

با وجود این‌که کشورها و حکومتها در عرصه «امنیت ملی و بین المللی» خودشان را به ابزارهای گسترده‌ای مجهز ساخته‌ و برای مقابله با آن نظر به زمان و شرایط، راهبردهای موثری طرح‌ریزی می‌کنند اما گویا هر چه جهان به پیش می‌رود، به همان اندازه خطرها، چالش‌ها و تهدیدهای امنیتی ناشناخته نیز  بیشتر پدیدار می‌شوند و  شرایط خطرناک‌تری را برای حیات و بقای بشر به وجود می‌آورند.

بیشتر بدانید

اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک (با ویرایش جدید و تجدید نظر)

نویسنده: دکتر محمدرضا حافظ‌نیا

(استاد تمام جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس)

چاپ انتشارات پاپلی، تابستان 1396

دانش ژئوپلیتیک یکی از شاخه‌های علمی رشته جغرافیای سیاسی است و به آن بخش از معرفت بشری اطلاق می‌گردد که به معلومات ناشی از ارتباط متقابل بین جغرافیا و سیاست در پرتو مؤلفه قدرت مربوط می‌شد. این شاخه علمی از زمان وضع آن طی بیش از یک قرن گذشته (1899 میلادی)، از نظر مفهومی و فلسفی دچار شناوری و گاهی رکود بوده و همانند برخی رشته‌های علمی دیگر هنوز بر سر موضوع و ماهیت آن اتفاق نظر وجود ندارد.

دانش ژئوپلیتیک تا اواسط نیمه دوم قرن بیستم در جهان با رکود و بی‌مهری از درون جامعه جغرافیدان، روبه‌رو بود. ولی اجتناب‌ناپذیری تداوم مطالعات ژئوپلیتیکی، موضوعات آن را در کانون توجه و علاقه رشته‌های روابط‌بین‌الملل، علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد و… قرار داد.

تحولات ربع پایانی قرن بیستم در جهان، از قبیل توسعه جنبش‌های صلح‌طلب و سازمان‌های غیرحکومتی، تحول در موازنه قوی بین قدرت‌های آمریکا و شوروی و تن دادن آن‌ها به پیمان‌های تحدید و کنترل تسلیحات استراتژیک،

توسعه وابستگی‌های بین دولتی و بین کشوری، مناسبات اجتناب‌ناپذیر بین‌المللی به‌ویژه در حوزه اقتصاد و تجارت، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تحولات منطقه خلیج فارس، فروپاشی نظام دوقطبی، مسایل زیست محیطی کروی، پایان جنگ سرد، توسعه مقاومت‌ها در برابر دولت‌ها و قدرت‌ها در اشکال مقاومت‌های مدنی و شهروندی و مقاومت مسلحانه، توسعه ناامنی و تروریسم بین‌المللی، ظهور نظامی‌گری مدرن و اشغال نظامی سرزمین‌های دیگران، توسعه رقابت‌های قومی و نژادی، گسترش فرآیند جهانی شدن اقتصاد، رسانه‌ها و اطلاعات، فناوری اطلاعات، اینترنت و فضای مجازی، توسعه همکاری‌ها و رقابت‌های فضایی و غیره، عرصه‌های موضوعی دانش ژئوپلیتیک را بار دیگر مطرح کرد و به احیا و بازخیزی آن کمک نمود. ژئوپلیتیک بار دیگر به محیط‌های دانشگاهی، اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای بازگشت.

 توسعه و رشد سازه علمی ژئوپلیتیک مستلزم تعریف اساس فلسفی محکم که موضوعیت و ضرورت آن را توجیه نماید، می‌باشد. از دید نگارنده این کتاب، روابط و ترکیبات عناصر سه‌گانه جغرافیا، سیاست و قدرت و الگوهای رفتاری ناشی از آن می‌تواند مبنای فلسفی پایداری برای دانش ژئوپلیتیک محسوب گردد. این دیدگاه که خاستگاه آن نظام علمی جغرافیا است چارچوب کلی کتاب «اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک» را تشکیل می‌دهد.

کتاب مزبور که از یازده فصل به شرح زیر تشکیل می‌شود، بازنگری شده چاپ قبلی آن بوده و بیش از یکصد صفحه، شامل مباحث جدید تر به آن افزوده شده است.

فصل اول: به تبیین ماهیت، فلسفه و مفهوم ژئوپلیتیک اختصاص دارد.

فصل دوم: تعاریف ژئوپلیتیک را بررسی نموده و نهایتاً به ارائه تعریفی نو از ژئوپلیتیک می‌پردازد.

فصل سوم: سیر تحول اندیشه و گفتمان در ژئوپلیتیک را از قرن 19 تا کنون مورد بررسی قرار می‌دهد.

فصل چهارم: روش‌شناسی علمی و پژوهشی در مسایل ژئوپلیتیکی را بیان می‌کند.

فصل پنجم: به شاخه‌های تخصصی در ژئوپلیتیک می‌پردازد.

فصل ششم: مفاهیم پایه و اساسی در ژئوپلیتیک را تشریح و تبیین می‌نماید.

فصل هفتم: ارزش‌ها و عوامل جغرافیایی به عنوان یکی از عناصر بنیادین در ژئوپلیتیک را به طور مبسوط مورد بررسی قرار می‌دهد.

فصل هشتم: عامل سیاسی و نقش‌آفرینی بازیگران سیاسی را در ژئوپلیتیک، مورد بحث قرار می‌دهد.

فصل نهم: قدرت جمعی و ملی و ابعاد مختلف و روش‌های برآورد آن را تشریح می‌کند.

فصل دهم: به بیان منافع و اهداف جمعی و تمایز آن‌ها از هم می‌پردازد.

فصل یازدهم: رفتارهای ژئوپلیتیکی و کنش بازیگران نسبت به همدیگر را که سطح تلاقی عناصر و اصول اساسی جغرافیا، سیاست و قدرت را تشکیل می‌دهد، تبیین می‌نماید.

بیشتر بدانید